دکلمه شعر دکلمه های احمدرضا احمدی دکلمه و موسیقی از اشعار نیما یوشیج شعر معاصر گلچین اشعار نیما یوشیج نیما یوشیج

خانه ام ابری ست با صدای احمدرضا احمدی – شعر نیما یوشیج – از آلبوم در شب سرد زمستانی

خانه ام ابری ست با صدای احمدرضا احمدی

دانلود دکلمه شعر خانه ام ابری ست با صدای احمدرضا احمدی – شعر نیما یوشیج – از آلبوم در شب سرد زمستانی + متن شعر + پخش آنلاین فایل صوتی + کد پخش وبلاگ

 

شعر خانه ام ابری ست نیما یوشیج شاید بتوان گفت از جمله محبوب ترین شعرهای نیمایی نیما یوشیج است. که حتا گاهی در فضای نت آن را با اندکی تحریف می بینیم. مثلن جایی دیدم نوشته بود: «خانه ام ابری ست اما در خیال روزهای روشنم». در این جا می بینیم که با حذفِ چند واژه ی کوچک، کاملن نگاهِ شاعر تحریف شده است. درواقع یک خوشبینیِ ساده لوحانه را جایگزینِ نگاهِ واقع بینانه ی شاعر کرده اند. اما شعر اصلی چیست؟ متن شعر را باهم می خوانیم:

 

خانه ام ابری ست

یکسره روی زمین ابری است با آن .

از فراز گردنه ، خرد و خراب و مست

باد می پیچد .

یکسره دنیا خراب از اوست.

وحواس من .

آی نی زن ، که تو را آوای نی برده است دور از ره کجایی؟

خانه ام ابری ست اما

ابر بارانش گرفته است.

در خیال روزهای روشنم کز دست رفتندم ،

من به روی آفتابم

می برم در ساحت دریا نظاره.

و همه دنیا خراب خرد از باد است،

و به ره ، نی زن که دایم می نوازد نی، در این دنیای ابر اندود

راه خود را دارد اندر پیش.

نیما یوشیج-1331

 

 

پخش آنلاین خانه ام ابری ست با صدای احمدرضا احمدی:

 

فایل صوتی:

پیشنهاد ویژه برای شعر خانه ام ابری ست نیما یوشیج:

پیشنهاد ویژه برای احمدرضا احمدی:

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

 

پیشنهاد ویژه برای نیما یوشیج:

 
 
 
 
 

این مطلب را دوست داشتید؟ اشتراک گذاریِ آسان:

دانلود با کیفیت :
128px








درباره نویسنده

پوریا پلیکان

.
.
.
زخم ها مرزهای زندگی اند
ما از مرز می ترسیدیم
مرز پیراهن بود
پیراهنمان را بیرون آوردیم
و همدیگر را در آغوش کشیدیم

می ترسیدیم
و خودمان را به ملافه های سفید
به تخت خواب
چسب زخم زدیم
اما زخم هایمان عمیق تر شد
آنقدر که تخت خوابمان را بلعید
اتاق خوابمان را بلعید
شروع کرد به خوردنِ اثاثیه ی خانه
خانه را بلعید
کوچه ها، میدان ها، شهرها

ما شهروندانِ کشوری زخمی هستیم
که از زخم های مادرانمان به دنیا می آییم
در زخم های یکدیگر فرو می رویم
و هنگام مرگ
در زمین زخمی باز می کنیم
تا مرزی کشیده باشیم میان مرگ و زندگی
مرزی
که تنها با سنگ قبر دهانش بسته می شود

#شعر_سپید #پوریا_پلیکان

دیدگاهتان را بنویسید

این را برای یک دوست بفرست