دکلمه شعر دکلمه های احمدرضا احمدی دکلمه و موسیقی از اشعار نیما یوشیج شعر معاصر گلچین اشعار نیما یوشیج نیما یوشیج

شعر از دور نیما یوشیج با صدای احمدرضا احمدی – از آلبوم در شب سرد زمستانی

شعر از دور نیما یوشیج با صدای احمدرضا احمدی

دانلود دکلمه شعر از دور نیما یوشیج با صدای احمدرضا احمدی – از آلبوم در شب سرد زمستانی + متن شعر + پخش آنلاین فایل صوتی + جوی می خواند در دره خموش

 

 

شعر از دور نیما یوشیج

جوی می خواند در دره خموش

با مه آلوده ی صبحی همبر،

گوئیا خانه تکانی نهان

ریخته بر سر او خاکستر.

گله می گردد با نالش نای

گوئیا طوق گشوده است افلاک،

بگسسته ست از آن هر دانه

می رود غلت زنان بر سر خاک.

هرچه آن هست که هست و «مخراد»

می نماید ببرم چون قد دوست،

لیک افسوس! به ره استاد

به فریبی و دلافسای من اوست.

با من او مانده زبان بگرفته

تا کنم با قد او مانندش،

چون ز دورش نگرم از نزدیک

بگشاید به رخم لبخندش.

 

پخش آنلاین شعر از دور نیما یوشیج با صدای احمدرضا احمدی:

 

فایل صوتی:

پیشنهاد ویژه برای احمدرضا احمدی:

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

 

پیشنهاد ویژه برای نیما یوشیج:

 
 
 
 
 

این مطلب را دوست داشتید؟ اشتراک گذاریِ آسان:

دانلود با کیفیت :
128px








درباره نویسنده

پوریا پلیکان

.
.
.
زخم ها مرزهای زندگی اند
ما از مرز می ترسیدیم
مرز پیراهن بود
پیراهنمان را بیرون آوردیم
و همدیگر را در آغوش کشیدیم

می ترسیدیم
و خودمان را به ملافه های سفید
به تخت خواب
چسب زخم زدیم
اما زخم هایمان عمیق تر شد
آنقدر که تخت خوابمان را بلعید
اتاق خوابمان را بلعید
شروع کرد به خوردنِ اثاثیه ی خانه
خانه را بلعید
کوچه ها، میدان ها، شهرها

ما شهروندانِ کشوری زخمی هستیم
که از زخم های مادرانمان به دنیا می آییم
در زخم های یکدیگر فرو می رویم
و هنگام مرگ
در زمین زخمی باز می کنیم
تا مرزی کشیده باشیم میان مرگ و زندگی
مرزی
که تنها با سنگ قبر دهانش بسته می شود

#شعر_سپید #پوریا_پلیکان

دیدگاهتان را بنویسید

این را برای یک دوست بفرست