دکلمه شعر دکلمه های احمدرضا احمدی شعر آمریکا شعر آمریکای لاتین شعر جهان

شعر سزار وایه خو با صدای احمدرضا احمدی – سنگی سیاه بر فراز سنگی سپید

شعر سزار وایه خو با صدای احمدرضا احمدی

شعر سزار وایه خو با صدای احمدرضا احمدی – سنگی سیاه بر فراز سنگی سپید – از آلبوم میهمانی طولانی غمناک + متن شعر + پخش آنلاین فایل صوتی

 

شعر سنگی سیاه بر فراز سنگی سپید سزار وایه خو

در پاریس می میرم ، در کولاک باران

به روزی که هم اکنون نیز در خاطر من است

در پاریس می میرم و این آزارم نمی دهد

حتم در پنجشنبه روزی چون امروز ، در خزانی .

پنج شنبه خواهد بود چرا که امروز نیز پنج شنبه است

و همین حالا هم که دارم این سطرها را می نویسم

شانه هایم را به دست مصیبت سپرده ام .

هیچ گاه چون امروز چنین راه خود را کج نکرده ام

و سفرم را

در راه هایی که در آن تنهای تنهایم ، چنین در پیش نگرفته ام .

سزار وایه خو مرده است . گرفتندش !

و با آن که کاری به کارشان نداشت

همگیبا ترکه و طناب به تنش کوفتند .

شهود واقعه به قرار ذیل اند :

پنچ شنبه ها ، استخوان شانه ها ، تنهایی ، باران و جاده ها .


((سزار وایه خو))

برگردان:محمدرضا فرزاد

 

پخش آنلاین شعر سزار وایه خو با صدای احمدرضا احمدی:

 

فایل صوتی:

پیشنهاد ویژه برای احمدرضا احمدی:

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

این مطلب را دوست داشتید؟ اشتراک گذاریِ آسان:

دانلود با کیفیت :
128px








درباره نویسنده

پوریا پلیکان

.
.
.
زخم ها مرزهای زندگی اند
ما از مرز می ترسیدیم
مرز پیراهن بود
پیراهنمان را بیرون آوردیم
و همدیگر را در آغوش کشیدیم

می ترسیدیم
و خودمان را به ملافه های سفید
به تخت خواب
چسب زخم زدیم
اما زخم هایمان عمیق تر شد
آنقدر که تخت خوابمان را بلعید
اتاق خوابمان را بلعید
شروع کرد به خوردنِ اثاثیه ی خانه
خانه را بلعید
کوچه ها، میدان ها، شهرها

ما شهروندانِ کشوری زخمی هستیم
که از زخم های مادرانمان به دنیا می آییم
در زخم های یکدیگر فرو می رویم
و هنگام مرگ
در زمین زخمی باز می کنیم
تا مرزی کشیده باشیم میان مرگ و زندگی
مرزی
که تنها با سنگ قبر دهانش بسته می شود

#شعر_سپید #پوریا_پلیکان

دیدگاهتان را بنویسید

این را برای یک دوست بفرست