دکلمه شعر دکلمه های احمدرضا احمدی شعر آمریکا شعر آمریکای شمالی شعر جهان

شعر ویستان هیو اودن با صدای احمدرضا احمدی – سوگچامه – از آلبوم میهمانی طولانی غمناک

شعر ویستان هیو اودن با صدای احمدرضا احمدی

دانلود دکلمه شعر ویستان هیو اودن با صدای احمدرضا احمدی – سوگچامه – از آلبوم میهمانی طولانی غمناک + متن شعر + پخش آنلاین فایل صوتی + کد پخش آنلاین برای وبلاگ

 

شعر سوگچامه ویستان هیو اودن

ساعت ها را از کار بیندازید تلفن ها را قطع کنید
پیانو را ساکت کنید و با نوای طبلی خاموش
تابوت را برون ارید،بگذارید سوگواران بیایند.
بگذارید طیاره هاحلقه زنان بر فراز بنالند
و به دود بر آسمان بنویسند این پیام را که او مرده است
به گرد گردن های سپید کبوتران پاپیونهای تور بیندازید
بگذارید پلیس ها دستکش های سیاه کتان شان را بپوشند.
او شمال من بود،جنوب من،غرب و شرق من
هفته کاری من و جمعه تعطیل من
ماه من مهتاب من حرف من آواز من
فکر میکردم عشق تا ابد پاید،بر خطا بودم.
حالا ستاره ها خریداری ندارند همه را واگذارید
ماه را در گنجه کنید و خورشید را بر چینید
دریا را دور بپاشید و جنگل را بروبید
چرا که اکنون هیچ چیز فایدتی ندارد.

 

پخش آنلاین شعر ویستان هیو اودن با صدای احمدرضا احمدی:

 

فایل صوتی:

پیشنهاد ویژه برای احمدرضا احمدی:

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

این مطلب را دوست داشتید؟ اشتراک گذاریِ آسان:






درباره نویسنده

پوریا پلیکان

.
.
.
زخم ها مرزهای زندگی اند
ما از مرز می ترسیدیم
مرز پیراهن بود
پیراهنمان را بیرون آوردیم
و همدیگر را در آغوش کشیدیم

می ترسیدیم
و خودمان را به ملافه های سفید
به تخت خواب
چسب زخم زدیم
اما زخم هایمان عمیق تر شد
آنقدر که تخت خوابمان را بلعید
اتاق خوابمان را بلعید
شروع کرد به خوردنِ اثاثیه ی خانه
خانه را بلعید
کوچه ها، میدان ها، شهرها

ما شهروندانِ کشوری زخمی هستیم
که از زخم های مادرانمان به دنیا می آییم
در زخم های یکدیگر فرو می رویم
و هنگام مرگ
در زمین زخمی باز می کنیم
تا مرزی کشیده باشیم میان مرگ و زندگی
مرزی
که تنها با سنگ قبر دهانش بسته می شود

#شعر_سپید #پوریا_پلیکان

دیدگاهتان را بنویسید

این را برای یک دوست بفرست