دکلمه شعر دکلمه های احمدرضا احمدی دکلمه و موسیقی از اشعار نیما یوشیج شعر معاصر گلچین اشعار نیما یوشیج نیما یوشیج

شعر پدرم نیما یوشیج با صدای احمدرضا احمدی – از آلبوم در شب سرد زمستانی

شعر پدرم نیما یوشیج با صدای احمدرضا احمدی

دانلود دکلمه شعر پدرم نیما یوشیج با صدای احمدرضا احمدی – از آلبوم در شب سرد زمستانی + متن شعر + پخش آنلاین فایل صوتی 

 

شعر پدرم نیما یوشیج

صبحدم کز شعف خنده ی مهر
می جهم من ز بر بستر خود،
همه خوابند و بياسوده به چهر
که من انده زده ام بر در خود
می گشايم در از اين تنگ مکان
به سوی تازه نسيم جانبخش
گويی، او راست خبرها به زبان،
هر خبر در دل من درمانبخش

من و آن تازه نسيم دلکش
می گشاييم سوی هم آغوش
همچو دو مست، ولی من آتش،
او به دل سرد و بيفتاده ز جوش

رفته است او ز دل ابر سياه
از بر قله كهسار سفيد
جسته ام من، سخنم هست گواه،
از خيالات غم انگيز پليد

آی مهمان من دل‌خسته
ای نسيم، ای به همه ره پويا
مانده تنها چو من اما رسته
با دگرگونه زبانی گويا

او هم آنسان که تو سرمست و رها
بود با ساحت کوهستان شاد
همچو تو از همه ی خلق جدا
سير می کرد به هر سوی آزاد

او هم آنگونه که تو چابک پی
می شد از قله ی اين کوه به زير
ليک پوينده به پشت سر وی
دو پسر بچه دو پسر چست و دلير

دل ما بود و اميد دلجو
چون می آمد به ده آن دلبر ده
تيره شب بود و جهان رفته فرو
در خموشی هراس آور ده

در همه رهگذر دره و دشت
هر چه جز آتش چوپان، خاموش گشت
ده فرو بسته بر اين زمزمه، گوش

من مسلح مردی می ديدم
سبلت آويخته، بر دست عصا
نقش لبخندش بر لب هر دم
که می آمد تن خسته سوی ما

مادرم جسته می افروخت چراغ
سايه ای می شد گويی در قير،
بسته بود اسبی آيا در باغ
يا فرود آمده ديوار به زير؟

تا دم صبح به چشم بيدار
صحبت از زحمت ره بود و سفر
ما همه حلقه زنانش به کنار
او به هر دم به رخ ماش نظر

بود از حالت هر يک جويا
پهلوان وار نشسته به زمين
مهربان با همه اهل دنيا
سخنانش خوش و گرم و شيرين

او هم آنگونه که تو زود گذر
رفت و بنهاد مرا در غم خود
روی پوشيد و سبک کرد سفر
تا بفرسايدم از ماتم خود

من ولی چشم بر اين ره بسته
هر زمانيش ز ره می جويم
تا می آيی تو بسويم خسته
با دل غمزده ام می گويم :

کاش می آمد، از اين پنجره ، من
بانگ می دادمش از دور بيا
با زنم عاليه می گفتم : زن !
پدرم آمده در را بگشا

نيما يوشيج ـ لاهيجان بهمن ماه 1318

 

پخش آنلاین شعر پدرم نیما یوشیج با صدای احمدرضا احمدی:

 

فایل صوتی:

پیشنهاد ویژه برای احمدرضا احمدی:

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

 

پیشنهاد ویژه برای نیما یوشیج:

 
 
 
 
 

این مطلب را دوست داشتید؟ اشتراک گذاریِ آسان:

دانلود با کیفیت :
128px








درباره نویسنده

پوریا پلیکان

.
.
.
زخم ها مرزهای زندگی اند
ما از مرز می ترسیدیم
مرز پیراهن بود
پیراهنمان را بیرون آوردیم
و همدیگر را در آغوش کشیدیم

می ترسیدیم
و خودمان را به ملافه های سفید
به تخت خواب
چسب زخم زدیم
اما زخم هایمان عمیق تر شد
آنقدر که تخت خوابمان را بلعید
اتاق خوابمان را بلعید
شروع کرد به خوردنِ اثاثیه ی خانه
خانه را بلعید
کوچه ها، میدان ها، شهرها

ما شهروندانِ کشوری زخمی هستیم
که از زخم های مادرانمان به دنیا می آییم
در زخم های یکدیگر فرو می رویم
و هنگام مرگ
در زمین زخمی باز می کنیم
تا مرزی کشیده باشیم میان مرگ و زندگی
مرزی
که تنها با سنگ قبر دهانش بسته می شود

#شعر_سپید #پوریا_پلیکان

دیدگاهتان را بنویسید

این را برای یک دوست بفرست