دکلمه شعر دکلمه های احمدرضا احمدی شعر آمریکا شعر آمریکای شمالی شعر جهان

میهمانی طولانی غمناک مارک استرند با صدای احمدرضا احمدی

میهمانی طولانی غمناک مارک استرند با صدای احمدرضا احمدی

دانلود دکلمه شعر میهمانی طولانی غمناک مارک استرند با صدای احمدرضا احمدی + متن شعر + پخش آنلاین فایل صوتی + کد پخش آنلاین برای وبلاگ

شعر میهمانی طولانی غمناک مارک استرند

يكي مي گفت

چيزي از سايه هاي گسترده بر كشتزار از اين كه

چه سان روزگار مي گذرد چه سان در صبحدم

به خواب مي رويم و

صبح سر مي رسد

يكي مي گفت

كه چه سان باد فرو مي ميرد اما باز مي خيزد

كه چه سان صدف ها تابوت هاي بادند

اما باز هوا جريان دارد

شب بلندي بود و

يكي مي گفت چيزي از ماه كه مي تابيد سپيدايش را

بر كشتزار سرد و ازين كه هيچ فرارويمان نيست

مگر همانچه بوده و بوده ست

يكي يادي كرد از

شهري كه پيش از جنگ در آن بود و از اتا قي با دو شمع

در برابر ديوار يكي مي رقصيد يكي مي نگريست

و باور آورديم

كه شب را پاياني نيست

يكي مي گفت

ازين كه موسيقي به آخر آمده است و هيچ كس وقعش ننهاد

و بعد يكي مي گفت چيزي از سياره ها و از ستاره ها

كه چه سان خردند و دور

پخش آنلاین شعر میهمانی طولانی غمناک مارک استرند با صدای احمدرضا احمدی:

فایل صوتی:

پیشنهاد ویژه برای احمدرضا احمدی:

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

این مطلب را دوست داشتید؟ اشتراک گذاریِ آسان:

دانلود با کیفیت :
128px








درباره نویسنده

پوریا پلیکان

.
.
.
زخم ها مرزهای زندگی اند
ما از مرز می ترسیدیم
مرز پیراهن بود
پیراهنمان را بیرون آوردیم
و همدیگر را در آغوش کشیدیم

می ترسیدیم
و خودمان را به ملافه های سفید
به تخت خواب
چسب زخم زدیم
اما زخم هایمان عمیق تر شد
آنقدر که تخت خوابمان را بلعید
اتاق خوابمان را بلعید
شروع کرد به خوردنِ اثاثیه ی خانه
خانه را بلعید
کوچه ها، میدان ها، شهرها

ما شهروندانِ کشوری زخمی هستیم
که از زخم های مادرانمان به دنیا می آییم
در زخم های یکدیگر فرو می رویم
و هنگام مرگ
در زمین زخمی باز می کنیم
تا مرزی کشیده باشیم میان مرگ و زندگی
مرزی
که تنها با سنگ قبر دهانش بسته می شود

#شعر_سپید #پوریا_پلیکان

دیدگاهتان را بنویسید

این را برای یک دوست بفرست