دکلمه شعر دکلمه های احمدرضا احمدی شعر آمریکا شعر آمریکای لاتین شعر جهان

ژوزه کارلوس دروموند د آندراده با صدای احمدرضا احمدی – از آلبوم میهمانی طولانی غمناک

ژوزه کارلوس دروموند د آندراده با صدای احمدرضا احمدی

دانلود دکلمه شعر ژوزه کارلوس دروموند د آندراده با صدای احمدرضا احمدی – از آلبوم میهمانی طولانی غمناک + متن شعر + پخش آنلاین فایل صوتی + کد پخش برای وبلاگ

 

شعر ژوزه کارلوس دروموند د آندراده

حالا چی ژوزه؟

مهمونی تموم شده

چراغ ها خاموشن ملت رفتن

شب سرد شد

حالا چی ژوزه؟

حالا چیه؟هی تو؟!

تو که بی نامی و بقیه رو دست می اندازی

تو که شعر مینویسی

عاشق میشی

شکوه میکنی

حالا چی ژوزه ؟

زن نداری

حرفی نداری

عشقی نداری

شب سرد شده و همه چی تموم شده

همه چی غیب شده

همه چی خراب شده

حالا چی ژوزه؟

حرفای دل نشینت

لحظه های تب و تاب ات

عیش و نوشت

کتابخونه ات معدن طلات

چمدون شیشه ای ات

ناسازگاری ات

کینه ات

حالا چی؟

کلیدی تو دستت میخوای در و باز کنی

اینجا که دری نیست!

تو دریا نمیری ولی دریا هم خشکیده

میخوای بری مینیاس؟

مینیاسی دیگه نیس

ژوره حالا چی؟

اگر تونستی بخواب

اگر تونستی خسته شو

اگه تونستی بمیر

اما تو نمی میری تو سگ جونی ژوزه

تنها توی تاریکی مثل یک چارپای وحشی بی هیچ خدا و پیغمبری

حتی بدون یک دیوار

که بتونی بهش تکیه بدی

بی اسب سیاهی که بتونی بتازونی اش

تو کوچ میکنی ژوزه

به کجا ژوزه؟!

کارلوس دروموند د آندراده/ترجمه‌ی محمدرضا فرزاد

 

 

پخش آنلاین ژوزه کارلوس دروموند د آندراده با صدای احمدرضا احمدی:

 

فایل صوتی:

پیشنهاد ویژه برای احمدرضا احمدی:

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

این مطلب را دوست داشتید؟ اشتراک گذاریِ آسان:

دانلود با کیفیت :
128px








درباره نویسنده

پوریا پلیکان

.
.
.
زخم ها مرزهای زندگی اند
ما از مرز می ترسیدیم
مرز پیراهن بود
پیراهنمان را بیرون آوردیم
و همدیگر را در آغوش کشیدیم

می ترسیدیم
و خودمان را به ملافه های سفید
به تخت خواب
چسب زخم زدیم
اما زخم هایمان عمیق تر شد
آنقدر که تخت خوابمان را بلعید
اتاق خوابمان را بلعید
شروع کرد به خوردنِ اثاثیه ی خانه
خانه را بلعید
کوچه ها، میدان ها، شهرها

ما شهروندانِ کشوری زخمی هستیم
که از زخم های مادرانمان به دنیا می آییم
در زخم های یکدیگر فرو می رویم
و هنگام مرگ
در زمین زخمی باز می کنیم
تا مرزی کشیده باشیم میان مرگ و زندگی
مرزی
که تنها با سنگ قبر دهانش بسته می شود

#شعر_سپید #پوریا_پلیکان

دیدگاهتان را بنویسید

این را برای یک دوست بفرست