احمد شاملو دکلمه شعر دکلمه های احمد شاملو دکلمه و موسیقی از اشعار نیما یوشیج شعر معاصر گلچین اشعار نیما یوشیج نیما یوشیج

دکلمه اشعار نیما با صدای شاملو

دکلمه اشعار نیما با صدای شاملو

دانلودآلبوم دکلمه اشعار نیما یوشیج با صدای زیبای احمد شاملو. در این مطلب می توانید شعرها را بخوانید، به طور آنلاین گوش دهید. و فایل های صوتی را به شکل تک تک یا یک جا دانلود کنید. دانلود آلبوم به طور یکجا در پایانِ مطلب قرار داده شده است.

شعر ققنوس نیما یوشیج

قُقنوس، مرغ خوشخوان، آوازه ی جهان،

آواره مانده از وزش بادهای سرد،

بر شاخ خیزران،

بنشسته است فرد.

بر گرد او به هر سر شاخی پرندگان.

او ناله های گمشده ترکیب می کند،

از رشته های پاره ی صدها صدای دور،

در ابرهای مثل خطی تیره روی کوه،

دیوار یک بنای خیالی

می سازد.

از آن زمان که زردی خورشید روی موج

کمرنگ مانده است و به ساحل گرفته اوج

بانگ شغال، و مرد دهاتی

کرده ست روشن آتش پنهان خانه را

قرمز به چشم، شعله ی خردی

خط می کشد به زیر دو چشم درشت شب

وندر نقاط دور،

خلق اند در عبور …

او، آن نوای نادره، پنهان چنان که هست،

از آن مکان که جای گزیده ست می پرد

در بین چیزها که گره خورده می شود

یا روشنی و تیرگی این شب دراز

می گذرد.

یک شعله را به پیش

می نگرد.

 

فایل صوتی ققنوس نیما با صدای شاملو

 

جایی که نه گیاه در آنجاست، نه دمی

ترکیده آفتاب سمج روی سنگهاش،

نه این زمین و زندگی اش چیز دلکش است

حس می کند که آرزوی مرغها چو او

تیره ست همچو دود. اگر چند امیدشان

چون خرمنی ز آتش

در چشم می نماید و صبح سپیدشان.

حس می کند که زندگی او چنان

مرغان دیگر ار بسر آید

در خواب و خورد

رنجی بود کز آن نتوانند نام برد.

آن مرغ نغزخوان،

در آن مکان ز آتش تجلیل یافته،

اکنون، به یک جهنم تبدیل یافته،

بسته ست دمبدم نظر و می دهد تکان

چشمان تیزبین.

وز روی تپه،

ناگاه، چون بجای پر و بال می زند

بانگی برآرد از ته دل سوزناک و تلخ،

که معنیش نداند هر مرغ رهگذر.

آنگه ز رنج های درونیش مست،

خود را به روی هیبت آتش می افکند.

باد شدید می دمد و سوخته ست مرغ!

خاکستر تنش را اندوخته ست مرغ!

پس جوجه هاش از دل خاکسترش به در.

نیما یوشیج

بهمن ۱۳۱۶

گویند ققنوس هزارسال عمر کند و چون هزار سال بگذرد و عمرش به آخر آید هیزم بسیار جمع سازد و بر بالای آن نشیند و سرودن آغاز کند و مست گردد و بال بر هم زند چنانکه آتشی از بال او بجهد و در هیزم افتد و خود با هیزم بسوزد و از خاکسترش بیضه ای پدید آید و او را جفت نمی باشد و موسیقی را از آواز او دریافته اند. (برهان)

علامه دهخدا

پخش آنلاین دکلمه شعر ققنوس با صدای احمد شاملو:

 
دانلود دکلمه شعر ققنوس نیما یوشیج با صدای احمد شاملو:
 
 

متن شعر داروگ نیما یوشیج

 

خشک آمد کشتگاه من
در جوار کشت همسایه.
گر چه می گویند: « می گریند روی ساحل نزدیک
سوگواران در میان سوگواران.»
قاصد روزان ابری، داروگ! کی می رسد باران؟

بر بساطی که بساطی نیست
در درون کومه ی تاریک من که ذره ای با آن نشاطی نیست
و جدار دنده های نی به دیوار اطاقم دارد از خشکیش می ترکد
ـــ چون دل یاران که در هجران یاران ـــ
قاصد روزان ابری، داروگ! کی می رسد باران؟

پخش آنلاین دکلمه داروگ با صدای شاملو:

دانلود فایل صوتی شعر داروگ نیما با صدای شاملو:

دانلود با کیفیت 320

متن شعر داستانی نه تازه نیما یوشیج

شامگاهان که رؤيت ِ دريا
نقش در نقش می‌نهفت کبود ،
داستانی نه تازه کرد به کار
رشته‌ای بست و رشته‌ای بگشود
رشته‌های ِ دگر بر آب ببرد .

وندر آن جايگه که فندق ِ پير
سايه در سايه بر زمين گسترد
چون بماند آب ِ جوی از رفتار
شاخه‌ای خشک کرد و برگی زرد
آمدش باد و ، با شتاب ببرد .

همچنين در گشاد و شمع افروخت
آن نگارين ِ چرب‌دست استاد
گوشمالی به چنگ داد و ، نشست
پس چراغی نهاد بر دم ِ باد
هرچه ، از ما به يک عتاب ببرد .

داستانی نه تازه کرد ، آری
آن ز يغمای ِ ما به ره شادان ؛
رفت و ديگر نه بر قفاش نگاه
وز خرابیّ ِ ماش آبادان
دلی از ما ، ولی خراب ببرد !

فروردين ِ ۱۳۲۵

پخش آنلاین شعر داستانی نه تازه نیما یوشیج با صدای شاملو:

دانلود دکلمه داستانی نه تازه شاملو:

 
 

متن شعر تو را من چشم در راهم نیما یوشیج

تو را من چشم در راهم شباهنگام
که می گیرند در شاخ تلاجن *
سایه ها رنگ سیاهی
وزان دلخستگانت
راست اندهی فراهم
تو را من چشم در راهم.
شباهنگام ،
در آن دم که بر جا دره ها
چون مرده ماران خفتگانند
در آن نوبت که بندد دست نیلوفر
به پای سرو کوهی دام
گرم یادآوری یا نه ،
من از یادت نمی کاهم
تو را من چشم در راهم

پخش آنلاین دکلمه شاملو:

دانلود دکلمه با صدای شاملو:

 
 

شعر اجاق سرد نیما یوشیج

مانده از شبهای دورادور

بر مسير خامش جنگل

سنگچينی از اجاق خرد

اندر او خاکستر سردی

همچنان که اندر غبار اندوده ی انديشه های من

ملال انگيز

طرح تصويری درآن هر چيز

داستانی حاصلش دردی

روز شيرينم که با من اشتی داشت

نقش ناهمرنگ گرديده

سرد گشته سنگ گرديده

با دم پاييز عمر من کنايت از بهار روی زردی

همچنان که مانده از شبهای دورادور

بر مسير خامش جنگل

سنگچينی از اجاق خرد

اندر او خاکستر سردی

پخش آنلاین دکلمه شعر اجاق سرد با صدای شاملو:

دانلود دکلمه شعر اجاق سرد نیما یوشیج با صدای شاملو:

 

شعر می تراود مهتاب نیما یوشیج

مي تراود مهتاب
مي درخشد شب تاب

نيست يك دم شكند خواب به چشم كس و ليك

غم اين خفته ي چند

خواب در چشم ترم مي شكند

نگران با من استاده سحر

صبح مي خواهد از من

كز مبارك دم او آورم اين قوم به جان باخته را

بلكه خبر

در جگر ليكن خاري

از ره اين سفرم مي شكند

نازك آراي تن ساق گلي

كه به جانش كشتم

و به جان دادمش آب

اي دريغا به برم مي شكند

دست ها مي سايم

تا دري بگشايم

بر عبث مي پايم

كه به در كس آيد

در و ديوار به هم ريخته شان

بر سرم مي شكند

مي تراود مهتاب

مي درخشد شب تاب

مانده پاي آبله از راه دراز

بر دم دهكده مردي تنها

كوله بارش بر دوش

دست او بر در،مي گويد با خود:

غم اين خفته ي چند

خواب در چشم ترم مي شكند.

پخش آنلاین دکلمه می تراود مهتاب با صدای شاملو:

دانلود دکلمه شعر می تراود مهتاب شاملو:

 
 

شعر برف نیما یوشیج

زردها بیهوده قرمز نشدند
قرمزی رنگ نیانداخته بیهوده بر دیوار
صبح پیدا شده اما آسمان پیدا نیست
صبح پیدا شده اما آسمان پیدا نیست
گرده روشنی مرده برفی . همه کارش آشوب
بر سر شیشه هر پنجره بگرفته قرار
زردها بیهوده قرمز نشدند
قرمزی رنگ نیانداخته بیهوده بر دیوار
صبح پیدا شده اما آسمان پیدا نیست
صبح پیدا شده اما آسمان پیدا نیست
گرده روشنی مرده برفی . همه کارش آشوب
بر سر شیشه هر پنجره بگرفته قرار
من دلم سخت گرفته است از این
میهمان خانه مهمان کش روزش تاریک
من دلم سخت گرفته است از این
میهمان خانه مهمان کش روزش تاریک
که به جان هم نشناخته . انداخته است
چند تن خواب آلود . چند تن ناهموار
چند تن نا هشیار که به جان هم نشناخته . انداخته است
چند تن خواب آلود . مشتی ناهموار
چند تن نا هشیار . چند تن خواب آلود
 

پخش آنلاین دکلمه شعر برف با صدای شاملو:

دانلود دکلمه شعر برف نیما یوشیج با صدای احمد شاملو:

 
 

شعر هست شب نیما یوشیج

هست شب یک شب ِدم کرده و خاک
رنگ رخ باخته ست
باد نوباوه ي ابر، از بر کوه
سوی من تاخته ست.

هست شب، همچو ورم کرده تنی گرم در استاده هوا
هم ازین روست نمی بیند اگر گمشده ئی راهش را.

با تنش گرم بیابانِ دراز
مرده را ماند در گورش تنگ
به دل سوخته ي من ماند
به تنم خسته که می سوزد از هیبتِ تب !
هست شب، آری شب.

پخش آنلاین شعر هست شب نیما یوشیج با صدای شاملو:

دانلود فایل صوتی دکلمه شعر هست شب با صدای شاملو:

شعر آی آدم ها نیما یوشیج

آی آدمها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید!
یکنفردر آب دارد می سپارد جان.

یک نفر دارد که دست و پای دائم‌ میزند
روی این دریای تند و تیره و سنگین که می‌دانید.

آن زمان که مست هستید از خیال دست یابیدن به دشمن،
آن زمان که پیش خود بیهوده پندارید

که گرفتستید دست ناتوانی را
تا توانایی بهتر را پدید آرید،

آن زمان که تنگ میبندید
برکمرهاتان کمربند،

در چه هنگامی بگویم من؟
یک نفر در آب دارد می‌کند بیهود جان قربان!

آی آدمها که بر ساحل بساط دلگشا دارید!
نان به سفره،جامه تان بر تن؛

یک نفر در آب می‌خواند شما را.
موج سنگین را به دست خسته می‌کوبد

باز می‌دارد دهان با چشم از وحشت دریده
سایه‌هاتان را ز راه دور دیده

آب را بلعیده درگود کبود و هر زمان بیتابش افزون
می‌کند زین آبها بیرون

گاه سر، گه پا.
آی آدمها!

او ز راه دور این کهنه جهان را باز می‌پاید،
می زند فریاد و امید کمک دارد

آی آدمها که روی ساحل آرام در کار تماشایید!
موج می‌کوبد به روی ساحل خاموش

پخش می‌گردد چنان مستی به جای افتاده بس مدهوش
می رود نعره زنان، وین بانگ باز از دور می‌آید:
” آی آدمها “…

پخش آنلاین دکلمه شعر آی آدم ها نیما یوشیج:

دانلود دکلمه شعر آی آدم ها نیما یوشیج با صدای احمد شاملو:

 
 

شعر در شب سرد زمستانی نیما یوشیج

در شب سرد زمستانی

کوره خورشیدهم؛چون کوره ی گرم چراغ من نمی سوزد.

و به مانندچراغ من

نه می افروزد چراغی هیچ؛

نه فرو بسته به یخ ماهی که از بالا می افروزد.

من چراغم را در آمد رفتن همسایه ام افروختم در یک شب تاریک

و شب سرد زمستان بود؛

باد می پیچید با کاج؛

در میان کومه ها خاموش

گم شد او از من جدا زین جاده ی باریک.

و هنوز قصه بر یادست

وین سخن آویزه ی لب:

که می افروزد ؟که می سوزد؟

چه کسی این قصه را در دل می اندوزد؟

در شب سرد زمستانی

کوره ی خورشید هم ؛چون کوره ی گرم چراغ من نمی سوزد.

نیما

پخش آنلاین دکلمه شعر با صدای شاملو:

دانلود دکلمه شعر نیما یوشیج با صدای شاملو:

 
 

شعر هنگام که گریه می دهد ساز نیما یوشیج

 

هنگام که گریه می دهد ساز

این دود سرشت ابر بر پشت
هنگام که نیل چشم دریا
از خشم به روی می زند مشت
زان دیر سفر که رفت از من
غمزه زن و عشوه ساز داده
دارم به بهانه های مانوس
تصویری از او بر گشاده
لیکن چه گریستن چه طوفان؟
خاموش شبی است هر چه تنهاست
مردی در راه می زند نی
و آواش فسرده بر می آید
تنهای دگر منم که چشمم
طوفان سرشک می گشاید
هنگام که گریه می دهد ساز
این دود سرشت ابر بر پشت
هنگام که نیل چشم دریا
از خشم به روی می زند مشت.

نیما یوشیج

 

پخش آنلاین دکلمه شاملو:

دانلود دکلمه شاملو:

 
 
 

متن شعر خروس می خواند نیما یوشیج

قوقولی قو! خروس می خوانَد

از درونِ نهفتِ خلوتِ ده، 
از نشیبِ رهی که چون رگِ خشک، 
در تنِ مردگان دوانَد خون 
می تند بر جدارِ سردِ سحر 
می تراود به هر سوی هامون.

با نوایش از او، ره آمد پُر 
مژده می آورد به گوش آزاد 
می نماید رهَش به آبادان 
کاروان را در این خراب آباد.

نرم می آید 
گرْم می خوانَد 
بال می کوبد 
پَر می افشانَد.

گوش بر زنگِ کاروانِ صداش 
دل بر آوای نغز او بسته است. 
قوقولی قو! بر این رهِ تاریک 
کیست کو مانده؟ کیست کو خسته است؟

گَرم شد از دمِ نواگرِ او 
سردی آور شبِ زمستانی 
کرد افشای رازهای مگو 
روشن آرای صبحِ نورانی.

با تنِ خاک، بوسه می شکند 
صبحِ تازنده، صبحِ دیر سفر 
تا وی این نغمه از جگر بگشود 
وز رهِ سوز، جان کشید به در.

قوقولی قو! ز خطه یِ پیدا. 
می گریزد سوی نهان، شبِ کور 
چون پلیدی دُروج کز درِ صبح 
به نواهای روز گردد دور.

می شتابد به راه، مردِ سوار 
گرچه اش در سیاهی، اسب رمید 
عطسه یِ صبح در دِماغش بست 
نقشه یِ دلگشای روزِ سفید.

این زمانش به چشم 
همچنانش که روز 
ره بر او روشن 
شادی آورده است 
اسب می رانَد.

قوقولی قو!‌ گشاده شد دل و هوش 
صبح آمد، خروس می خوانَد.

همچو زندانیِ شبِ چون گور 
مرغ از تنگیِ قفس جسته است 
در بیابان و راهِ دور و دراز 
کیست کو مانده؟ کیست کو خسته است؟ 
آبان 1325

پخش آنلاین دکلمه شعر خروس می خواند شاملو:

 

دانلود فایل صوتی خروس می خواند شاملو:

 
 
 

متن شعر خنده سرد نیما یوشیج

صبحگاهان که بسته می ماند

ماهی آبنوس در زنجیر،

دُمِ طاووس پَر می افشاند،

روی این بامِ تَنْ بِشُسته زِ قیر.

چهره سازانِ این سَرای دُرُشت،

رنگدان ها گرفته اند به کف.

می شتابد دَدی شکافته پُشت،

بر سرِ موج های همچو صدف.

خنده ها می کند از همه سو،

بر تکاپوی این سَحَرخیزان.

روشنان سَربه سَر در آب فرو،

به یکی موی گشته آویزان.

دلرُبایانِ آب بر لبِ آب

جای بِگْرفته اند.

رهروان با شتاب در تَک و تاب

پای بگرفت هاند.

لیک بادِ دَمَنده م یآید،

سَرکِش و تند،

لب از این خنده بسته می مانَد.

هیکلی ایستاده می پاید.

صبح چون کاروانِ دُزد زده،

می نشیند فِسُرده؛

چشم بر دزدِ رفته می دوزد

خنده ی سرد را می آموزَد.

پخش آنلاین دکلمه شعر خنده سرد با صدای شاملو:

دانلود فایل صوتی شعر خنده سرد نیما یوشیج با صدای احمد شاملو:

 
 
 

متن شعر در فرو بند نیما یوشیج

 

در فرو بند که با من دیگر 
رغبتی نیست به دیدارِ کسی، 
فکرِ کاین خانه چه وقت آبادان 
بود بازیچه یِ دستِ هوسی.

هوسی آمد و خشتی بنهاد 
طعنه ای لیک به بی سامانی، 
دیدمش، راه از او جستم و گفت: 
بعد از اینت شب و این ویرانی.

گفتم: آن وعده که با لعلِ لبت؟ 
گفت: تصویرِ سرابی بود آن. 
گفتم: آن پیکرِ دیوارِ بلند؟ 
گفت: اشارت ز خرابی بود آن.

گفتم: آن نقطه که انگیخته دود؟ 
گفت: آتش زده یِ سوخته ای ست، 
استخوان بندیِ بام و درِ او 
مرگ را لذّتِ اندوخته ای ست.

گفتمش: خنده نبندد پس از این 
آفتابی، نه چراغی با من. 
گفت: آن بِه که بپوشی از شرم 
چهره یِ خویش به دستِ دامن.

دستِ غمناکان گفتم، اما 
از پسِ در به زمین می ساید. 
خنده آورْد لبَش، گفت: ولیک 
هولی اِستاده به ره می پاید.

می درخشد گر افق، اهرمنی ست 
نیم سوزیش به کف، دود اندود. 
مُرد آن در که امیدش بگشاد 
با بیابانِ هلاکش ره بود.

جاده خالی ست، فسرده ست امرود 
هر چه می پژمُرَد از رنجِ دراز. 
مُرده هر بانگی در این ویران 
همچو کز سوی بیابان آواز.

وز پسِ خفتنِ هر گل، نرگس 
روی می پوشد در نقشه یِ خار. 
در فرو بند دگر هیچ کسی، 
نیستش با کس، رای دیدار.

پخش آنلاین دکلمه شعر در فرو بند با صدای شاملو:

دانلود فایل صوتی شعر در فروبند نیما یوشیج با صدای شاملو:

 
دکلمه اشعار نیما با صدای شاملو

متن شعر تلخ نیما یوشیج

پای آبله ز راه بیابان رسیده‌ام

بشمرده دانه دانه کلوخ خراب او

برده به سر به بیخ گیاهان و آب تلخ.

در بر رخم مبند که غم، بسته هر درم

دلخسته‌ام به زحمت شب زنده‌داریم

ویرانه‌ام ز هیبت آباد خواب تلخ.

عیبم، مبین، که زشت و نکو دیده‌ام بسی‌

دیده گناه کردن شیرین دیگران

وز بی‌گناه دلشدگانی ثواب تلخ.

در موسمی که خستگیم می‌‌برد ز جای

با من بدار حوصله‌، بگشای در ز حرف

اما در آن نه ذره عتاب و خطاب تلخ.

چون این شنید، بر سر بالین من گریست

گفتا: کنون چه چاره؟ بگفتم اگر رسد

با روزگار هجر و صبوری، شراب تلخ.

پخش آنلاین دکلمه شعر تلخ نیما با صدای شاملو:

دانلود دکلمه شعر تلخ با صدای شاملو:

دکلمه اشعار نیما با صدای شاملو

شعر ری را نیما یوشیج

“ری را” … صدا می آید امشب

از پشت “کاچ “که بندآب

برق سیاه تابش تصویری از خراب

در چشم می کشاند.

گویا کسی ست که می خواند…

اما صدای آدمی این نیست.

با نظم هوش ربایی من

آوازهای آدمیان را شنیده ام

در گردش شبانی سنگین؛

ز اندوه های من

سنگین تر.

و

آوازهای آدمیان را یکسر

من دارم از بر.

یک شب درون قایق دلتنگ

خواندند آن چنان

که من هنوز هیبت دریا را

در خواب

می بینم.

ری را… ری را…

دارد هوا که بخواند

در این شب سیا

او نیست با خودش.

او رفته با صدایش اما

خواندن نمی تواند.

پخش آنلاین شعر ری را با دکلمه شاملو:

دانلود قطعه ری را با صدای شاملو:

 
دکلمه اشعار نیما با صدای شاملو

تکه ای از شعر فسانه نیما یوشیج

ای فسانه! خَسانند آنان

که فرو بسته رَه را به گلزار.

خَس به صد سال طوفان ننالد

گل زِ یک تندباد است بیمار.

تو مپوشان سخن ها که داری.

46

تو بگو با زبانِ دلِ خود

– هیچکس گوی نپْسندد آن را –

می توان حیله ها راند در کار،

عیب باشد ولی نکته دان را

نکته پوشی پِیِ حرف مردم.

47

این، زبانِ دلْ افسردگان است،

نه زبانِ پیِ نام خیزان،

گوی در دل نگیرد کسش هیچ.

ما که در این جهانیم سوزان

حرف خود را بگیریم دنبال

پخش آنلاین دکلمه شعر فسانه نیما یوشیج با صدای احمد شاملو:

دانلود دکلمه شعر فسانه:

 
دکلمه اشعار نیما با صدای شاملو

متن شعر خانه ام ابری ست نیما یوشیج

خانه ام ابری است

یکسره روی زمین ابری است با آن .

از فراز گردنه ، خرد و خراب و مست

باد می پیچد .

یکسره دنیا خراب از اوست.

وحواس من .

آی نی زن ، که تو را آوای نی برده است دور از ره کجایی؟

خانه ام ابری ست اما

ابر بارانش گرفته است.

در خیال روزهای روشنم کز دست رفتندم ،

من به روی آفتابم

می برم در ساحت دریا نظاره.

و همه دنیا خراب خرد از باد است،

و به ره ، نی زن که دایم می نوازد نی، در این دنیای ابر اندود

راه خود را دارد اندر پیش.

نیما یوشیج-1331

پخش آنلاین دکلمه خانه ام ابری ست شاملو:

دانلود فایل صوتی شعر خانه ام ابری ست شاملو:

 
دکلمه اشعار نیما با صدای شاملو

متن شعر قایق نیما یوشیج

من چهره ام گرفته
من قایقم نشسته به خشکی

با قایقم نشسته به خشکی
فریاد می زنم:
« وامانده در عذابم انداخته است
در راه پر مخافت این ساحل خراب
و فاصله است آب
امدادی ای رفیقان با من.»
گل کرده است پوزخندشان اما
بر من،
بر قایقم که نه موزون
بر حرفهایم در چه ره و رسم
بر التهابم از حد بیرون.

در التهابم از حد بیرون
فریاد بر می آید از من:
« در وقت مرگ که با مرگ
جز بیم نیستیّ وخطر نیست،
هزّالی و جلافت و غوغای هست و نیست
سهو است و جز به پاس ضرر نیست.»
با سهوشان
من سهو می خرم
از حرفهای کامشکن شان
من درد می برم
خون از درون دردم سرریز می کند!
من آب را چگونه کنم خشک؟
فریاد می زنم.
من چهره ام گرفته
من قایقم نشسته به خشکی
مقصود من ز حرفم معلوم بر شماست:
یک دست بی صداست
من، دست من کمک ز دست شما می کند طلب.

فریاد من شکسته اگر در گلو، وگر
فریاد من رسا
من از برای راه خلاص خود و شما
فریاد می زنم.
فریاد می زنم!

1331

پخش آنلاین دکلمه شعر قایق شاملو:

دانلود فایل صوتی شعر قایق نیما یوشیج با صدای شاملو:

 
 
دانلود آلبوم دکلمه اشعار نیما با صدای شاملو به شکل یکجا:

باقی آلبوم های شاملو:

تمام آلبوم ها به همراه متن کامل هستند.

!روی تصاویر کلیک کنید!

 

 

 

 

آلبوم صوتی مدایح بی صله شاملو

آلبوم مدایح بی صله شاملو + متن اشعار

 

دانلود آلبوم ابراهیم در آتش شاملو

دانلود آلبوم ابراهیم در آتش شاملو

 

دکلمه اشعار نیما با صدای شاملو

دکلمه اشعار نیما با صدای شاملو + متن

 

چیدن سپیده دم مارگوت بیکل با صدای شاملو

چیدن سپیده دم مارگوت بیکل با صدای شاملو + متن

 

ساعت پنج عصر لورکا با صدای شاملو

ساعت پنج عصر لورکا با صدای شاملو + متن

 

سبز تویی که سبز می خواهم لورکا با صدای شاملو

سبز تویی که سبز می خواهم لورکا با صدای شاملو + متن

 

کاشفان فروتن شوکران شاملو

کاشفان فروتن شوکران شاملو + متن

 

شازده کوچولو شاملو

شازده کوچولو شاملو فایل صوتی به همراه متن کامل

 

شب شعر آمریکا شاملو

شب شعر آمریکا شاملو فایل شعرخوانی + متن تمام اشعار

 

دانلود باغ آینه شاملو

دانلود باغ آینه شاملو + متن اشعار

 

دانلود آلبوم در آستانه شاملو

دانلود آلبوم در آستانه شاملو + متن

 

سیاه همچون اعماق آفریقای خودم شاملو

سیاه همچون اعماق آفریقای خودم شاملو + متن

 

سکوت سرشار از ناگفته هاست

سکوت سرشار از ناگفته هاست + متن

 

ترانه های میهن تلخ یانیس ریتسوس با صدای شاملو

ترانه های میهن تلخ یانیس ریتسوس با صدای شاملو

 

دانلود آلبوم ققنوس در باران شاملو

دانلود آلبوم ققنوس در باران شاملو

 

شعر پریا با صدای شاملو به همراه متن و تفسیر

 

دخترای ننه دریا شاملو

دخترای ننه دریا شاملو + متن

 

پیشنهاد ویژه برای نیما یوشیج:

 
 
 
 
این مطلب را دوست داشتید؟ اشتراک گذاریِ آسان:






درباره نویسنده

پوریا پلیکان

.
.
.
زخم ها مرزهای زندگی اند
ما از مرز می ترسیدیم
مرز پیراهن بود
پیراهنمان را بیرون آوردیم
و همدیگر را در آغوش کشیدیم

می ترسیدیم
و خودمان را به ملافه های سفید
به تخت خواب
چسب زخم زدیم
اما زخم هایمان عمیق تر شد
آنقدر که تخت خوابمان را بلعید
اتاق خوابمان را بلعید
شروع کرد به خوردنِ اثاثیه ی خانه
خانه را بلعید
کوچه ها، میدان ها، شهرها

ما شهروندانِ کشوری زخمی هستیم
که از زخم های مادرانمان به دنیا می آییم
در زخم های یکدیگر فرو می رویم
و هنگام مرگ
در زمین زخمی باز می کنیم
تا مرزی کشیده باشیم میان مرگ و زندگی
مرزی
که تنها با سنگ قبر دهانش بسته می شود

#شعر_سپید #پوریا_پلیکان

افزودن دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

این را برای یک دوست بفرست